اندیشکده نیو امریکن سیکیوریتی: غرب برای تعلیق غنیسازی اورانیوم ایران تنهاست
یک اندیشکده آمریکایی با اشاره به اینکه تنها راه مطمئن برای از بین بردن توان هستهای ایران توقف غنیسازی اورانیوم است، معتقد است که غرب برای توقف غنیسازی اورانیوم ایران تنهاست.
به گزارش حیات، اندیشکده «نیو امریکن سیکیوریتی» در مقالهای به قلم "شاشانک یوشی" میافزاید: هفته گذشته برای آینده ایران و برنامه هستهایش مهم بود. در عین حال موضوعات خیلی شفاف نبودند و "بنیامین نتانیاهو"، نخست وزیر اسرائیل به واشنگتن رفت و با دستی خالیتر از آنچه که انتظار داشت، بازگشت. وی درخواست بسیار مهمی را از اوباما کرد مبنی بر اینکه آمریکا در صورت دستیابی ایران به سلاح هستهای به جنگ این کشور برود. اگر مسئله حمله 9 سال پیش آمریکا به عراق را در نظر نگیریم، تنها اسرائیل ممکن است به تنهایی دست به چنین کاری بزند. واشنگتن چنین اقدام پیشگیرانهای را علیه برنامههای هستهای آلمان در دهه 1940، چین در دهه 1960 و کره شمالی در دهه 1990 مد نظر داشت. شوروی سابق نیز به فکر حمله به برنامههای اسرائیل در دهه 1960 و آفریقای جنوبی در دهه 1970 افتاده بود. هند نیز درباره حمله به پاکستان در دهه 1980 صحبت میکرد. هیچ یک از این کشورها جرات چنین کاری را نداشتند. اکنون آمریکا با صدایی بلند و در اقدامی تاریخی از این قصد خود صحبت میکند، اقدامی که ممکن است از انجام آن پشیمان شود. اسرائیلیها از این اقدام که منجر به حفظ امنیتشان میشود، استقبال میکنند. 58 درصد از اسرائیلیها با حمله به ایران بدون حمایت آمریکا مخالفند. اوباما نیز پیام خویشتنداری را برای آنها ارسال کرده است. وی از اسرائیل انتظار دارد پیش از هرگونه حرکت شتابزدهای به دیپلماسی و تحریمها فرصت بدهد. * تنها راه مطمئن برای از بین بردن توان هستهای ایران توقف غنیسازی اورانیوم است نتانیاهو از این مسئله شکایت داشت که سختترین تحریمها علیه جمهوری اسلامی کارایی نداشتهاند. این نتیجهگیری عجیبی است زیرا تحریمها هنوز به طور کامل اجرا نشدهاند. نتیجه تحریم نفتی اروپا و تلاش آمریکا برای قطع معاملات بانک مرکزی ایران در تابستان مشخص میشود. همچنین مسدود کردن راههای فرار ایران مانند تلاش ایرانیها برای فروش نفتشان به دیگر کشورها و کارایی این سیاستها برای تاثیرگذاری بر اقتصاد ایران به ماهها زمان نیاز دارد. بنابراین اوباما به خود 6 تا 7 ماه فرصت داده - زمانی که احتمالا بر اساس فروش بمبهای بتن شکن به اسرائیل تنظیم شده است. در عین حال کنفرانس اخیر آیپک که در آن مواضع خوبی گرفته شد و اوباما بیش از پیش احتیاط به خرج داد تا نگرانیهای اسرائیل را از بین ببرد نیز نشاندهنده تغییری شدید در خط قرمزهای اسرائیل و آمریکا بود. اوباما متعهد شد تا از دستیابی ایران به سلاح جلوگیری کند. اما نتانیاهو مانند برخی از اعضای کنگره آمریکا خواستار از بین بردن توان ایران برای دستیابی به این تسلیحات است. این حرف بسیار مبهم و خالی از معناست زیرا ژاپن به عنوان یکی از دارندگان انرژی هستهای که هرگز تلاشی برای فریب دادن آژانس بینالمللی انرژی اتمی نکرده است، میتواند در مدت شش ماه تا پنج سال هر جا که بخواهد بمب بسازد. ایران البته بسیار عقبتر از ژاپن است اما این فاصله تا چه حد است؟ تنها راه مطمئن برای از بین بردن توان هستهای ایران توقف غنیسازی اورانیوم است، درخواستی که شورای امنیت سازمان ملل به مدت پنج سال بیهوده آن را تکرار کرده است. علاوه بر این در اختیار نداشتن غنیسازی اورانیوم به معنای عدم دسترسی به بمب است (احتمال اینکه ایران گزینه جایگزین یعنی روش پلوتونیم را برگزیند، نیست.) * بیشتر کشورهای دنیا مشکلی با غنیسازی اورانیوم ایران ندارند مشکل اول این است که بیشتر کشورهای دنیا مشکلی با این مسئله ندارند. "پیتر جنگینز"، یکی از سفرای سابق انگلیس در آژانس بینالمللی انرژی اتمی به این نکته اشاره کرده است که بر خلاف چند سال پیش، "غرب در اصرار بر اینکه ایران نباید غنیسازی کند، تنهاست." البته بیشتر کشورها دوست دارند که ایران با سازمان ملل همکاری کند اما انتظار سختگیریهای بیش از حد را نیز ندارند. دومین و جدیترین مشکل این است که ایران قصد توجه به این درخواستها را ندارد. اصرار ما به اینکه هرگونه توافقی با ایران منجر به تعلیق هرگونه غنیسازی اورانیوم شود همانند مانعتراشیهای خود ایران به عنوان مانعی برای مذاکرات محسوب میشود. اسرائیل حتی فراتر رفته و خواستار صادر کردن همه اورانیوم ایران و تخریب تاسیسات غنیسازیش در قم شده است. این درخواستها چیزی جز تلاش برای تخریب دیپلماسی نیست. * اگر ایران بمباران شود، تقریبا به طور قطع برنامه زیرزمینی خود را بازسازی میکند درست است که منطق غیرنظامی برای برنامه هستهای ایران مورد تشکیک است. ایران اورانیوم زیادی را برای استفاده در مصارف پزشکی غنیسازی میکند (و این کار را بسیار دیر و مخفیانه انجام میدهد) اما مقادیر بسیار کمی را برای مقاصد تولید انرژی غنیسازی میکند (که توجیه اقتصادی روشنی نیز ندارد). اما همانطور که جامعه اطلاعاتی آمریکا و دیگران به طور مکرر در ارزیابیهای خود گفتهاند ایران ممکن است به خاطر حفظ اعتبار و آبروی خود، به دلایل سیاست داخلی و به خاطر اینکه خواستار سلاح هستهای است، خواستار چرخه کامل سوخت باشد. گرچه مهمترین چیز این است که ایران را وادار به پذیرش بازرسیهای شدیدتر کنیم تا اینکه غنیسازیش را متوقف کند (این به معنای اجرای پروتکل الحاقی به پیمان منع گسترش تسلیحات هستهای است). بر اساس قوانین سخت بازرسی، ایران کشوری با قابلیت تولید سلاح هستهای خواهد بود اما آنقدر باید از تاسیسات هستهای این کشور بازرسی کرد و در آنها دستگاههای هشداردهنده کار گذاشت که حتی اگر تلاش کرد از این حدود خارج شده و سلاح بسازد، ما بتوانیم بفهمیم. اگر ایران بخواهد بازرسان را اخراج کرده، از انپیتی خارج شده و یا اورانیوم را تا درجه مورد استفاده در بمب غنیسازی کند، باید با فشارهای شدید جامعه جهانی روبرو شود. اگر ایران بمباران شود، تقریبا به طور قطع برنامه زیرزمینی خود را بازسازی کرده و آنگاه بیش از گذشته به توان تولید تسلیحات هستهای دست خواهد یافت اما با این تفاوت که دیگر از بازرسیهای شدید و دستگاههای هشداردهنده خبری نیست. هنگامی که رآکتور "اوسیراک" عراق در سال 1981 بمباران شد، صدام حسین 20 برابر منابع بیشتر را به این برنامه هستهای که پیش از این از اهمیت چندانی برخوردار نبود، اختصاص داد. همانطور که "کالین کاهل"، مقام سابق پنتاگون میگوید در صورتی که جنگ اول خلیج فارس نبود، این مسئله به تولید بمب منجر میشد. * حمله و اشغال ایران مد نظر قرار ندارد و تنها برگ برنده غرب یعنی حمله هوایی نیز بیفایده به نظر میرسد به همین دلیل است که در موضعگیریهای نهایی، موضع چانهزنی ما ضعیف است زیرا حمله و اشغال ایران مد نظر قرار ندارد و تنها برگ برنده ما یعنی حمله هوایی نیز بیفایده به نظر میرسد. در عین حال تفکر راهبردی اسرائیل که همانند دیگر کشورها در تلفیقی از اعتماد بنفس و آسیبپذیری گرفتار شده همیشه منطقی نیست. نتانیاهو ممکن است خط قرمزهای خود را مشخص کرده باشد. ایران ممکن است با به روز کردن سانتریفوژهایش، تولید میزانی خاص از اورانیوم 20 درصد غنیشده و یا شرکت نکردن در مذاکرات ماه آینده از این خط قرمزها عبور کند. احتمالا اسرائیل اکتبر سال جاری روزنه امیدی در حال بسته شدن بیابد که در آن فصل انتخابات در آمریکا فرا رسیده و رئیس جمهوری که انتخاب شود مجبور به پذیرش حمله اسرائیل علیه ایران خواهد شد. در مکانیک کوانتومی ما با ایده "گربه شرودینگر" روبرو هستیم (جعبهای با یک گربه داخل آن که نمیدانیم مرده یا زنده است) و تا زمانی که جعبه باز نشود این مسئله حل نمیشود. به عبارت دیگر هنگامی که اولین بمب بتنشکن جعبههای هستهای ایران را باز کند، ابهام عمدی که این برنامه را به مدت نزدیک به یک دهه فرا گرفته، از بین میرود. بنابراین ما با خطر رویارویی با دو نتیجه روبرو هستیم: یا ایرانی که در اثر سالها تحریمهای فلجکننده ضعیف شده اما اورانیوم غنیشده ذخیره کرده یا اینکه نتانیاهو به حرف مردمش و باراک اوباما، رئیس جمهور آمریکا توجهی نکرده و بمب شرودینگر را علیه ایران بکار بگیرد.